| به خيمه گاه عاشقان كربلا خوش آمديد |
|
درباره وبلاگ
![]()
این وبلاگ برای عاشقان کربلاست و هر کسی که عاشق کربلا و امام حسین (ع) هست این وبلاگ برای خدمتگذاری به این عزیزان است
پيوندها
جشنواره الكترونيكي پيامبر اعظم (ص)
سايت آستان قدس رضوي شبكه تلويزيوني-اينترنتي لبيك سازمان صدا و سيما سايت ستاد اقامه نماز درسهايي از قرآن كريم - استاد قرائتي سازمان تبليغات اسلامي كشور سايت اطلاع رساني پيامبر اعظم (ص) سايت بنياد قرآن و عترت آستان مقدس حضرت عبدالعظيم حسني (ع) -شهر ري كانون فرهنگي رهپويان وصال شيراز سايت شبهاي گفتگو مركز جهاني نشر فرهنگ و معارف اسلامي مبلّغ انجمن وبلاگ نويسان عاشورايي پايگاه وارث-سايت تخصصي امام حسين (ع) سايت اطلاع رساني صبح سايت سازمان دارالقرآن كريم مركز اطلاع رساني شهيد آويني سايت سبكبالان خبرگزاري قرآني (ايكنا) پايگاه دفتر مقام معظم رهبري پايگاه آيت الله فاضل لنكراني پايگاه آيت الله نوري همداني پايگاه آيت الله سيستاني پايگاه آيت الله مكارم شيرازي موتور جستجوگر شيعه پايگاه آيت الله مصباح يزدي موسسه فرهنگي ياسين پايگاه آيت الله صانعي شهر قرآن پايگاه آيت الله صافي گلپايگاني پايگاه امام رضا (ع) پايگاه مسجد مقدس جمكران مركز پاسخگويي به شبهات ديني طراحي بنر 100 درصد رايگان و زيبا حرم دل :: قالب ساز :: طراح قالب
|
این وبلاگ برای مدتی تعطیله!!!!
سخنى با حسين عليه السلام
«حسين! اى پرچم خونين حق بر دوش، حسين! اى انقلابى مرد حسين! اى رايت آزادگى در دست، در آن صحراى سرخ و روز آتشگون قيام قامتت در خون نشست، اما پيام نهضتت برخاست از آن طوفان «طف» در روز عاشورا، به دشت «نينوا» ناى حقيقت از «نوا» افتاد ولى ... مرغ شباهنگ حقيقت، از نواى ناله "حق، حق" نمىافتد.» سلام بر تو، اى حسين! سلام بر خط شفقگون كربلا، كه خون تو را، اى خون خدا - همواره بر چهره افق مىپاشد و غروب هنگام، سرخى آسمان مغرب را به شهادت مىگيرد، تا آن جنايت هولناك را هر چه آشكارتر بنماياند و چشم تاريخ را بر اين صحنه هميشه خونين، بدو زد و گوش زمان را از آن فريادها تندرگونه آن عاشوراى دوران ساز، پر كند. اى حسين ... اى عارف مسلّح ! كربلاى تو، عشق را معنى كرد و انقلاب تو اسلام را زنده ساخت و شهادت تو، حضور هميشگى در همه زمانها و زمينها بود. اى حسين ... اى شراره ايمان ! اى حسين ... اى در سكوت سرخ ستم، شهر آشوب! در بهت خاموشى و ترس، تلخابه فرياد را در حلقوم شب ريختى و با نامردان تبهكار، مردانه در آويختى. عاشوراى تو، انفجارى از نور و تابشى از حق بود كه بر «طور» انديشهها تجلى كرد و «موسى خواهان» گرفتار در «تپه» ظلمت ظلم را از سرگردانى نجات بخشيد. چه مىگويم؟ ... تو تاريخ را به حركت آوردى و زبان زمان را به سرودن حماسههاى زيباى ايثار و جهاد و شهادت گشودى. لحظه لحظه تاريخ را عاشورا ساختى و جاى جاى سرزمينها را كربلا ... خفته بوديم و بىخبر... اما تو، اين «مصباح هدايت» و اى «كشتى نجات» گام خسته ما را به تلاش كشاندى و افسردگى يأسمان را به شور اميد مبدل ساختى و از سكوت و درنگ و وحشت، به فرياد و هجوم و شجاعتمان رساندى و پاى كوفته و پر آبلهي ما را، تا بام آگاهى و تا برج بيدارى فرا بردى. «اى حسين » ... تو كلاس فشرده تاريخى . كربلاى تو، مصاف نيست منظومه بزرگ هستى است، طواف است. پايان سخن پايان من است تو انتهاى ندارى ... والسلام «بسم رب المهدی المنتظر» مولای من ای غریب تک سوارم چه میکنی در این غربت زمانه؟ چه میکنی در میان ما نامردمان؟ چه میکشی با ما نمک دان شکن ها؟! چه بد٬ به دوریت خو کرده ایم! بیا ای نزدیک ترین به ما بیا............ مولای ادینه هایم؛ آقای من؛ روزی حوزه معلمی٬ مقتدای عشق و آزادگی بود٬ امروز حتی دشمنان، به این حریم مقدس هم رخنه کرده اند. دیروز مسلمانان تو را میشناختند. امروز مسلمان نمایان تو را انکار میکنند. در صبح ارغواني بهاري آن هنگام که مه سپيدبال و حريرگون، بادست خرامانش موجهاي خروشان دريا را نوازش مي کند، و لختي بعد که خورشيد درخشان اشعه هاي نارنجي اش را بر آبي دريا فرو مي کند و با غلغلک لطيفش دريا را به تلاطم مي آورد؛
در شب جادوئي تابستاني، در آن ساعت که مهتاب لبخند مي زند و دريا ماه را در آغوش ميکشد و در آن هنگام که موجهاي عابد پيشاني مرطوبشان را به سجده گاه خيس ساحل ميکوبند و سرگرم عبادت شورانگيزشان ميشوند؛
درغروب طلائي رنگ خورشيد پائيزي؛ در رقص هزاررنگ برگهاي چرخان و در آواي محزون آنها که بر پهنه وسيع خاک درسجده اند و يادآور خزان پس از نشاط اند؛
ماه من پرده زرخسار اگر برگيرد مهر از شرم، ره كوه و كمر برگيرد گل اگر بيند آن طلعت زيبا را رخ زآزرم به خوناب جگر گيرد اگر آن شمع هدي چهره برافروزد شب ظلماني، سيماي سحر گيرد اگر آن راحت جان، زلف برافشاند همه آفاق، دم نافهتر گيرد از رخش تابان، انوار ازل گردد وز دمش گيتي، آيين دگر گيرد كيميايي است عجب نفخه انفاسش كه به هر قلب رسد، طينت زر گيرد خار از و خوي گل و لطف سمن يابد سنگ از و خاصيت لعل و گهر گيرد پرتو، افلاك از آن وجه حسن يابد جلوه، آفاق از آن نور بصر گيرد
روزی مردی به سفر می رود و به محض ورود به اتاق خود در هتل متوجه می شود که آن هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم می گیرد به همسرش ایمیلی بزند . نامه را می نویسد اما در تایپ آدرس دچار اشتباه می شود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا آشنایان داشته باشد به سراغ کامپیوتر می رود تا ایمیلهای خود را چک کند ، اما پس از خواندن نخستین نامه غش می کند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق می دود و مادرش را نقش بر زمین می بیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد :
گیرنده : همسر عزیزم موضوع : من رسیدم می دونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شده ای . راستش آنها اینجا کامپیوتر دارند و هر کسی می تونه برای عزیزانش نامه بفرسته من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا می بینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه
سلام بر مولای عشق سلام بر نفسهای بی قرار منتظران سلام بر ابی بیکران دلهای منتظر
سلام بر نماز و دعایت سلام بر قنوتت سلام بر قیام وسلام و تشهدت
سلام بر اهالی کوچه های گل نرگس سلام بر سجده گزاران خیمه گاه انتظار سلام بر پرچمداران و علمداران راه انتظار
سلام بر هيئت داران هميشه منتظر و سلام بر لحظات شیرین دیدار یار
|
فهرست اصلي
وضعیت در یاهو
آرشيو مطالب
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386 هفته اوّل اردیبهشت 1386 هفته چهارم فروردین 1386 هفته سوم فروردین 1386 هفته دوم فروردین 1386 هفته اوّل فروردین 1386 هفته چهارم اسفند 1385 هفته سوم اسفند 1385 هفته دوم اسفند 1385 هفته اوّل اسفند 1385 هفته چهارم بهمن 1385 هفته سوم بهمن 1385 هفته دوم بهمن 1385 هفته اوّل بهمن 1385 ساعت
امکانات
|
Copyright © 2006 All Rights Reserved by asheghan-karbala.Blogfa.com